خرید بک لینک
از زندگانیم گله دارد جوانیم شرمنده جوانی از این زندگانیم شهریار ساعت15:52 به ساعتم نگاه می کنم و باخستگی ناشی از امتحانات امروز کیفمو می زارم زمین و می شینم پای کامپیوتر(یعنی دقیقا همین جا!)به روزی که گذشت فکر می کنم... بعد از اون به هدفام به این که امروز چند قدم دور شدم و چند قدم نزدیک!خوب بودم یا بد مفید یا مضر نمی دونم! نمی دونم! و می رسم باز به این بیت از زندگانیم گله دارد جوانیم شرمنده جوانی از این زندگانیم

برچسب: تیک تاک چشتو ببند,تیک تاک جدید,تیک تاک باده,تیک تاک بوو سرده,تیک تاک طبیعی باش,تیک تاک پنجشنبه,تیک تاک تا همیشه,تیک تاک ویکی صدا,تیک تاک روز,تیک تاک انگار, نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:34

دنیایی شده که هر روز یک سال و هر سال یک روزه!

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 2:33

خواهان "پهلوی" شده این شهر، .بلکه تو

برداری از هراس "رضـــا شاه " روسری

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 2:30

نظام ِ آفـــرینش ناگهـــان بـــر عکس شد ، دیدم-

زدی با شیشه ی قلبت شکستی این دلِ سنگم!

محمدعلی بهمنی

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 2:27

آخر چه کند با دل من علم پزشکی

وقتی که به دیدار تو بسته ضربانم؟

بهروز یاسمی

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 2:24

از زنــدگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستـــــــــــاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم آوخ ... کزیــن حصـــــــــــــار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقـــویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او کــــــــه گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام تنـــــها و دل گــرفته و بیزار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام اه!زنگ گوشیمو خاموش می کنم و به زور بلند می شم و با خودم می گم:اه دورباره زنگ! هرطور هست می رم مدرسه امتحان رو هر جورسی

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 2:21

در باب مستی در روز های پایانی پاییز! ساعت 7:50 از خونه خارج می شم و با هر قدم سرعتمو زیاد می کنم!بادیدن شلوغی خیابون به این فکر می افتم که پیاده برم! ولی کجا؟ اسم خیابونی که تو ذهنم بود بوستان 6 بود و پلاک 64! 8:10 به پلاک می رسم خبری نیست!لابد بوستان 5 بوده!یا پلاک 46 یا 66 یا48 !یا خیابونه بوستان 7 !تک تک ادرس ها رو می گردم!من مستم! 8:35 من بچه ی همین محله ام ولی هیچ کدوم از این خیابونارو ندیدم!گیج شدم !به یه سوپری می رسم! ((ببخشید می شه ی زنگ بزنم؟)) ((بیبنم چی میشه....)) (کسی جواب نمی ده!) ((ممنون)) . . . 8:45 اسمم چی بود؟من کی ام؟ نا امید از همه جا سعی می کنم راه خونه رو پیدا کنم! به

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 2:18

از دوست خورده ام که سر هر گذشتنی

باید به هر دوسوی خیابان نظر کنم

گفتند در سفر بشناسم رفیق را

این خود بهانه ایست که کمتر سفر کنم

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 2:07

صفحه بندی